همچنان دوستانمان در جلوی چشمان خانوادههایشان پرپر میشوند و به سان یک جانی و آدمکش در غل و زنجیر میشوند. دریغ از اینکه این نالایقان دلخوش به تاج و تخت نمیدانند که بند و زنجیر سالیان سال است که به سان شبنمی برای گل با آنان مانوس گشته است.
اگر در ۱۸ تیر دهه پیش دانشجو را شکنجه میکردند، و وی را ملحد میخواندند، در آستانه ۱۸ تیر امسال پدران و مادران ما را در مشهد به خاطر کوچکترین خواستههای برخورداری از حقوق انسانی، مجرم و ملحد و جانی و … میخوانند، و به بند میکشند.
این دیو صفتان هر القابی را که میخواهند به دانشجو نسبت میدهند، دریغ از آنکه گماردهایشان در دانشگاه به همکلاسیها و نوامیس ما تعرض میکند، و کسی پاسخگو نیست. اینان با این مرز و بوم چه کردهاند که از دم برآوردن ملت چنین واهمه دارند؟! اینان از این تاج و تخت چه دیدهاند، که چنین برایشان شیرین به نظر آمد؟! آیا نمیدانند که نامشان در تاریخ میماند و آیندگان از آنان به پستی یاد میکنند؟؟
این عالیجنابان که در نطقهایشان ملت را آگاه میخوانند، به علت عدم وابستگیشان به مالیات مردم، و استقلال منابع درآمدیشان، پشیزی هم برای ملت قائل نیستند و هرگز نخواستهاند این ملت بیدار و به هوش باشد، بلکه میخواهند با افیون ملت را به خواب فرو برند. این تشنگان قدرت دگمها را به عرش میبرند و بیداران را به فرش میکشند.
ما دانشجویان به عنوان قشر به خواب ابد فرونرفته جامعه فریاد بر میآوریم که تا آزادی دوستانمان (رضا عرب، علی قلیزاده، توحید دولتشناس، محمد زراعتی، فرزاد حسنزاده، سجاد رجبی و…) یک لحظه از پا ننشینیم، و شعلههای خشم ۱۸ تیر را برافروختهتر کنیم.
آدرس صفحه:
www.kanoonevahdat.ir/page/870424007.aspx