تبليغاتX
کارگران و مزدبگیران با تورم و بیکاری، روزگار سپری -کانون وحدت دانش‌جویان دانشگاه آزاد تبریز

کانون ِ وحدت ِ دانش‌جویان ِ دانش‌گاه ِ آزاد ِ تبریز -بشتاب رفیق! دنیا یِ کهنه پشت ِ سر ِ توست...

  کارگران و مزدبگیران با تورم و بیکاری، روزگار سپری

6 مرداد 1387

هزاران کارگر نیشکر هفت تپه با اعتصابهای مداوم و پیگیر خود با نظم موجود هماوردی می کنند. این اعتصاب که در مواردی با وعده وعیدهای کارگزاران رژیم به صورت موقتی پایان داده می شود، پس از مدتی دوباره از سر گرفته می شود. این واحد تولیدی و پیشینه مبارزاتی کارگران آن، به یکی از چالش رژیم و به نقطه پیوستگی کارگران و مزدبگیران ایران تبدیل شده است. به همین دلیل پایوران رژیم در بر هم زدن این کانون مبارزاتی از هر شیوه ی توطئه گرانه و سرکوبگرانه استفاده می کنند. دستگیری، ارعاب، یورش نیروهای انتظامی با باتوم به کارگران و خانواده های آنان و نادیده گرفتن رهبران کارکران و تفرقه انداختن بین آنها شیوه های روزمره رژیم در برابر کارگران است. اخیرا بحث فروش زمینهای نیشکر هفت تپه هم در میان است. اعتصاب طولانی کارگران نیشکر هفت تپه اگر چه هنوز دستاورد مادی و عینی برای کارگران نداشته، اما دستاوردهای گرانبهایی در سازمانیابی و تشکل کارگری را به همراه داشته است که برای جنبش کارگری ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این تجربه خود را در مبارزه کارگران نشان خواهد داد.

در ماهی که گذشت شاهد یک فاجعه انسانی دردناک در تهران بودیم. فاجعه ای که البته در شکلهای گوناگون و متفاوت هر روز در گوشه و کنار نظم سرمایه داری انگلی در ایران اتفاق می افتد.

روز دوشنبه 10 تیر ماه، یک ساختمان هفت طبقه در منطقه سعادت آباد تهران فرو ریخت و 20 کارگر مشغول به کار در این حادثه جانشان را از دست دادند. این کارگران از منطقه کوهدشت استان لرستان بودند.

در جهت کاستن عمق این فاجعه، سعید مرتضوی اعلام کرد که بیشتر این کارگران «دانشجویانی بوده اند که برای گذران زندگی و تامین هزینه تحصیلشان مشغول به کار بودند.» این موضوع عمق فاجعه را دو چندان می کند.

خودکشی در میان کارگران افزایش پیدا کرده است. این پدیده به ویژه در میان کارگرانی است که با بحران عدم دریافت مزد روبرو هستند. ناتوانی در برابر قرض و سیر کردن خانواده و نیز نداشتن چشم انداز برای بهبود شرایط از عواملی است که این کارگران را به این راه می کشاند. فقدان تشکلهای کارگری، ضعف پیوندهای کارگری در رشد این پدیده موثر است. مرگهای ناشی از حوادث کار که این روزها به دلیل پایین آمدن استانداردهای کار و ناامنی، افزایش یافته است را باید به زندگی فلاکتبار کارگران و مزدبگیران اضافه کرد. یک نمونه آن، مرگ کارگری به نام پورمحمد در یک کارگاه جوشکاری در شهر سقز است. این کارگر در اواخر تیر ماه، در میان تانکرهای سوخت مورد استفاده که فاقد هر نوع امکانات ایمنی است جان سپرد.

بر اساس داده های اماری نهادهای وابسته به رژیم که کمتر از آمار واقعی است تعداد کودکان کار طی دو سال اخیر افزایش داشته است. این رشد در حالی است که همین آمار از کاهش جمعیت کودکان در این سن خبر می دهد.

در جایی که زندگی انسان برای پایوان رژیم ارزشی ندارد، و به قول شاعر گرانقدر شاملو مزد گورکن از جان آدمی ارزش بیشتر دارد، افزایش کودکان کار از جمله دستاورد نکبت بار نظم موجود است.

مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان در گفتگویی با خبرگزاری حکومتی ایسنا (هفته آخر تیرماه) در رابطه با آمار اعلام شده توسط مرکز آمار ایران گفت:«از مجموع 13 میلیون و 253 هزار کودک رده سنی 10 تا 18 سال در کشور در سال 85 ، سه میلیون و 600 هزار کودک خارج از چرخه تحصیل و یک میلیون و 700 هزار کودک به صورت مستقیم درگیر کار بودند.»

این آمار کودکان خیابانی که برای امرار معاششان به کارهایی از قبیل ماشین شویی، آدامس فروشی، گل فروشی و...مشغولند را شامل نمی شود. وی در این گفتگو به افزایش نزدیک به 2 درصد در طی یک سال اشاره کرده و می گوید:«در سال 75، حدود 11 درصد از کودکان 10 تا 18 سال کشور جزو کودکان کار بودند که این رقم با افزایش 12.7 درصد در سال 85 رسیده است». این در حالیست که تعداد کودکان این رده سنی، نسبت به سال 75 کاهش یافته است. بر اساس آمار این منبع در مجموع حدود 2 میلیون و 700 هزار کودک کار در کشور مشغول به کار هستند.

تجاوز به کودکان کار در محیط کار، به ویژه به دختران، پدیده ای است که افزایش پیدا کرده است. خبرهای این گونه به دلیل «ناموسی» معمولا پخش نمی شود و یا خانواده های این قربانیان از ترس دیگران بر این فاجعه چشم می پوشند.

مهتاب مانند گلاویژ خود را آتش زد. خبر کوتاه اما دهشتناک بود! فاجعه پدید آمده حاکی از عمق جنایتی است که هر روز علیه زنان اعمال می شود. جنایتی که سیل بند واژه گان را سوراخ کرده و نکبت نظم سرمایه در پناه قانون را عیان می کند. مهتاب احمد زاده، کارگر 15 ساله ای که در برابر تجاوز صاحب کار و در فقدان «عدالت خانه» برای دادخواهی، خود را در محیط کارخانه آتش زد.

مهتاب احمد زاده، این قربانی فقر همراه با خانواده خود در کارگاه جوجه کشی در نقده به بیگاری مشغول بود. در جایی که خشونت علیه زنان از تحقیر تا کشتار توسط پایوران رژیم و به شمول قوانین حاکم نهادینه می شود، مهتاب ها با آتش زدن پیکر خود به این جنایت و بی عدالتی تف می کنند. هنگامی که تجاوز به زنان در زندانها، توسط ماموران رژیم اعمال می شود و شکنجه گران و بازجویان در امان هستند طبیعی است که این پدیده نهادینه می شود

در ماهی که گذشت شاهد اخراج بسیاری از کارگران بودیم. اعتراض به اخراج همکاران یکی از مواردی است که در اعتراضهای کارگری دیده می شود و نتایج مثبتی هم داشته است. به طور مثال مدیریت کارخانه نساجی کردستان اوایل تیر ماه 3 نفر از کارگران قراردادی را اخراج کرد. این اقدام اعتراض گسترده کارگران این واحد را در پی داشت. . در پی این اعتراض، کارگران قراردادی اخراج شده به کار خود بازگشتند.

با بالارفتن بهای نفت خام، با توجه به جایگاه ایران در فروش نفت، وضع اقتصادی مردم نه فقط بهبود که به مراتب بدتر هم شده است. این افزایش بهای نفت که افزایش نقدینگی را به همراه داشته است به فقر بیشتر مردم و رکود بخشهای تولیدی کمک نموده است. قیمتها در شکلی نامتقارن افزایش پیدا کرده و هر روز یک کالای اولیه مورد احتیاج مردم در بازار ناپدید می شود و بعد از چندی با قیمت بیشتر عرضه می شود. در ماه اخیر تهیه دستمال کاغذی یکی از مشکلات مردم بود که علاوه بر نایابی گرانتر هم شده است.

روزنامه مردمسالاری روز شنبه 22 تیر در رابطه با درآمد نفت گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا را منتشر کرده است. در این گزارش آمده است که «ایران در نیمه نخست سال 2008، 54 میلیارد دلار از محل فروش نفت درآمد کسب کرد که این رقم برابر با کل درآمد نفتی ایران در 12 ماه سال 2007 است.» همین منبع می افزاید که کارشناسان نفت در ایران درآمد ایران از فروش نفت را تا پایان سال 2008، به دو برابر شدن نسبت به سال 2007 تخمین زده اند. این در حالی است که هیچ چشم اندازی برای بهبود وضع اقتصادی در این ساختار پیش بینی نمی شود.

بانک مرکزی نرخ تورم طی 12 ماه اخیر 20.7 اعلام کره است. در یک گزارش رسانه های حکومتی، در رابطه با افزایش قیمتها آمده است:«شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در خرداد ماه 87 نسبت به ماه قبل 2.2 درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل 26.4 در صد افزایش داشته است.(سایت آفتاب پنجشنبه 13 تیر 87) بانک مرکزی قبلا رشد نرخ تورم در خرداد 87 را نسبت به خرداد سال گذشته 26.4 در صد اعلام کرده است. (روزنامه اعتماد ملی 25 تیر)

این رقم فاجعه اقتصادی در ایران و ناامنی معیشت مردم را نشان می دهد. این گونه رشد صعودی قیمت کالاها فقط در یک اقتصاد بیمار وارداتی معنا پیدا می کند.

روزنامه همشهری در شماره پنجشنبه 30 خرداد 1387 نوشت:«با وجود شعارهای دولت نهم برای حمايت از دهکهای پايين درآمدی و آوردن نفت بر سفره مردم، در سال 86 و 87 افزايش حقوق کارمندان و کارگران، بسيار پايين‌تر از سطح تورم بوده که به معنای کاهش رفاه و قدرت خريد و تشديد فشارهای معيشتی به اين قشر آسيب‌پذير است.»

روزنامه اعتماد ملی در شماره روز چهارشنبه 19 تير نوشت: «در حال حاضر آگاهان اقتصادی و بسياری از مراکز رسمی حداقل خط فقر در ايران را بيش از ۶۰۰ هزار تومان می‌دانند و از سوی ديگر نيز بسياری از پژوهشگران بر اين باورند که در جايی مثل تهران خط فقر از روی ۷۸۰ هزار تومان عبور کرده و اين ارقام به اندازه کافی می‌تواند شرايط دشوار کارگران و کارمندان را به تصوير بکشد.»

بانک مرکزی نرخ تورم را نزدیک به 21 درصد و افزایش نقدینگی را به 160 هزار میلیارد تومان اعلام کرده است. رئیس موسسه عالی بانکداری اعلام کرد که افزایش نقدینگی از حدود 60 هزار میلیارد تومان در سال پایان سال 84 به 159 هزار میلیارد تومان در پایان فروردین سال 87 رسیده است.(خبرگزاری مهر 13 تیر 87)

مجله اقتصادی شونیکس در بررسی نرخ تورم میان 180 کشور در سال 2007 ، ایران را در رتبه 176 در جهان قرار داده است. این تحقیق بر اساس آمار ارائه شده از طرف دولتها تنظیم شده است.

در جدول آماری فوق، کشور ونزوئلا با نرخ رسمی تورم 18 درصدی و ایران با نرخ رسمی تورم 19 درصدی در رتبه های 175 و 176 در جهان قرار گرفته اند. این گزارش می افزاید در سال 2007 صرفا 4 کشور بحران زده اریتره، گینه، میانمار و زیمبابوه درای نرخ تورم بیشتر از ایران بوده اند.(شهاب نیوز 58 تیر 87)

شهاب نیوز در رابطه با نرخ تورم نوشته است که برخی منتقدان دولت نهم نرخ تورم را بالغ بر 40 درصد دانسته اند که در صورت صحت «ایران در بین 180 کشور جهان در رتبه 179 قرار خواهد گرفت.»

در ماه گذشته شورای حکام سازمان بين المللی کار و کميته آزادی انجمن این سازمان در نود و هفتمين کنفرانس خود، به رژیم ايران ابلاغ کرد که دولت از دخالت در امور داخلی تشکلهای کارفرمايی و کارگری خودداری کند. در سال 85 نیز 181 کشور عضو سازمان بين المللی کار به دولت ايران در خصوص دخالت و فشار بر نهادهای صنفی کارگران و کارفرمايان و تشکلهای کارگری هشدار داده بودند.



آدرس صفحه:
www.kanoonevahdat.ir/page/870506002.aspx