
۱۳۸۸/۰۶/۰۱
احسان مسلمی : پنجاه و شش سال از کودتای 28 مرداد ، یکی از مهم ترین رویداد های تاریخ معاصر ایران گذشت.کودتایی که شکست دکتر مصدق در آن ، عامل تداوم سلطنت محمدرضا شاه پهلوی به مدت 25 سال ، تا انقلاب بهمن 57 شد.
از آن زمان تا کنون در هر دوره بسته به شرایط سیاسی روز و سلیقه های حکومتی ، به کودتا نگاهی خاص شده است.
در حال حاضر نیز ، یاد کردن از کودتای 28 مرداد صرفن جهت بهره برداری تبلیغی از آن صورت گرفته است تا سهم افرادی مانند آیت الله کاشانی در آن برجسته شود و یا مساله ی هسته ای همسان با نهضت ملی شدن صنعت نفت تلقی شود.
تا چندی پیش به طور واضح و معمول فقط آمریکا و سیا به عنوان عاملان اصلی کودتا مطرح بودند ؛ تا این که بخش مهمی از اسناد کودتا در سازمان سیا ، به وسیله ی روزنامه ی نیویورک تایمز منتشر شد.
مطابق این گزارش ، طراح اصلی کودتا یکی از تحلیل گران برجسته سرویس اطلاعاتی سیا وابسته به دانشگاه پرینستن آمریکا شخصی بود به نام دکتر دونالد ویلبر که تقریبن یک سال بعد از کودتا گزارشی برای قسمت آرشیو تاریخی سیا تهیه می نماید و در مقدمه گزارش اهمیت درس های تجربه ی کودتای ایران را برای پروژه های آینده ، متذکر می شود.
این تاریخ محرمانه چندین نکته ی برجسته داشت که در طول سال های گذشته توجه زیادی را به خود جلب کرده است:
- نزدیکی و عمق همکاری دولت های بریتانیا و آمریکا برای انجام کودتا
- پروژه ی بحران سازی برای برکناری دولت مصدق که در سطوح مختلف انجام شد
- ایجاد تفرقه بین مصدق و روحانیون
- صحنه سازی برای ایجاد توهم خطر حزب توده
- ایجاد بحران و جو تشنج و بی اعتبار کردن ملیون
علاوه بر نقش انکار نشدنی آمریکا و سیا در این کودتا که در این اسناد به صراحت به آن پرداخته شده است ( چندی پیش باراک اوباما نیز برای اولین بار به صورت رسمی به آن اعتراف کرد ) نکته ی جالب توجه مشخص شدن نقش بریتانیا و وینستون چرچیل ، نخست وزیر مشهور وقت انگلستان و مدافع دلیر دموکراسی ! در این کودتای ضد مردمی علیه دکتر مصدق است.
افشای جزییات ملاقات معاون وزیر خارجه ی انگلستان با شاه در مورد ارایه ی برنامه ی برکناری مصدق به صورت غیر مستقیم و پشت پرده ، دادن رشوه به 20 نماینده مجلس که در کنترل سرویس اطلاعاتی انگلستان نبوده اند ، ایجاد اختلاف بین دکتر مصدق و حسین مکی از طریق عوامل و جاسوسان سرویس اطلاعاتی بریتانیا نمونه هایی از مواردی هستند که حضور مستمردولت انگلستان را در پشت پرده ی کودتا ، ثابت می کند.
گذشته از این موارد ی که ذکر شد ، نکته ای که همواره در طول این سال ها کمتر به آن پرداخته شده است ، بسترداخلی کشور در حوزه ی سیاسی و اجتماعی برای وقوع این کودتا بوده است.
حقیقت امر این است که ما 2 کودتا را در مرداد 1332 تجربه کردیم. یکی کودتایی بود که در 26 مرداد صورت پذیرفت که طراح آن انگلستان و مجری آن آمریکا بوده است.این کودتا با لو رفتن طرح آن و دست گیری سران کودتا به شکست انجامید.
کودتای دوم که 2 روز بعد اتفاق افتاد ، زمانی صورت گرفت که حتی دستور رها کردن آن توسط سیا صادر شده بود.چون اوضاع نا امن بود و سازمان سیا نگران بود که مجریانش در ایران دست گیر شوند و جانشان به خطر بیفتد.کودتای دوم کودتایی بود که عملن با کمک عواملی که برای آمریکا و انگلستان فعالیت می کردند و نظامیان طرفدار شاه به ثمر نشانده شد.می شود گفت که در کودتای دوم عوامل ایرانی دست اندر کار بودند با پول و سرمایه ی آمریکایی.
اگر عوامل ایرانی دخیل نبودند و مجری کودتا نبودند قطعن کودتای دومی وجود نداشت.همان کسانی که بامداد 28 مرداد شعار "زنده باد مصدق" سر می دادند ، شب همان روز می گفتند : "مرگ بر مصدق".
نباید فراموش کنیم که محمدرضا شاه در آن زمان یک جوان کم تجربه و نسبتن دموکرات بود.عملن هم ( به ویژه در ارتش ) محبوب بود.عده ای هم شاه را می خواستند چون از کمونیسم می ترسیدند.مخصوصن جناح مذهبی آن زمان عملن ترجیح می داد که شاه در قدرت بماند چون این نگرانی را داشت که اگر انقلاب بشود یا امثال مصدق پا بر جا بمانند ، کمونیست ها سر کار بیایند.این شایعات را خود سازمان سیا و عوامل بریتانیا به مطرح می کردند.بمب گذاری های ساختگی را نزدیک بازار ، مساجد و منازل روحانیون همین عوامل به اجرا در می آوردند تا این اندیشه را رواج دهند که این کار توده ای ها و چپ هاست و آن ها می خواهند به هر قیمتی شده ، قدرت را در اختیار بگیرند.
اکنون بعد از گذشت 56 سال از کودتا ، هنوز هم بسیار دیده می شود که تحلیل ها در مورد آن هم چنان از سطح فحش نامه ای در کوبش امپریالیزم جهانی و استبداد خارجی و ستایش آزادی و استقلال و میهن پرستی و ضرورت دفاع از "مام میهن " ، تجاوز نمی کند.
تجربه و طبیعت سرمایه داری نشان داده است که امپریالیسم جهانی همواره برای پیش برد اهداف استثماری خود به هر عملی در هر جایی و هر زمانی ، دست خواهد زد.اما درس تاریخ ( به ویژه تاریخ 28 مرداد 1332 ) برای ما باید این حقیقت را روشن کرده باشد که برای رسیدن به آزادی واقعی واجب تر از هر چیز شناخت و پاک سازی بستر جامعه از عاملان داخلی استبداد و مدعیان دروغین دموکراسی است.
این که چگونه است که پس از گذشت نیم قرن از کودتای 28 مرداد ، هنوز هم هر از چند گاهی همان چماق شعبان بی مخ ( البته کمی تراشیده تر و خوش دست تر ) در آسمان کشور به جولان می پردازد ، سوالی است که ما را باید وادار به تامل کند.ما از تاریخ 28 مرداد موضوع مهمی را مد نظر قرار نداده ایم و آن این است که :" هم چماق ایرانی است و هم چماق به دست".
آفت پراکندگی نیروها و عدم اتحاد همه ی مدافعان راستین آزادی در مقابل عوامل خود فروخته ی داخلی ، زمینه ساز پیروزی کودتای 28 مرداد بود و این تجربه ی تاریخی در اوضاع حساس کنونی بیش تر از پیش باید مورد توجه قرار بگیرد.