تبليغاتX
ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد -کانون وحدت دانش‌جویان دانشگاه آزاد تبریز

کانون ِ وحدت ِ دانش‌جویان ِ دانش‌گاه ِ آزاد ِ تبریز -بشتاب رفیق! دنیا یِ کهنه پشت ِ سر ِ توست...

  ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد

۱۳۸۸/۰۶/۰۱

ساسان واهبی‌وش: این جنبش ملی تقریبا از سال 1328 و در نتیجه اعتراض و کارشکنی های نمایندگان ملی گرا همانند مکی ، حایری زاده ، بقایی ، و ... در قرارداد الحاقی گس – گلشاییان و عدم تصویب آن در مجلس پانزدهم آغاز شد .

این قرارداد به مجلس شانزدهم موکول شد . مجلس شانزدهم در حالی آغاز شد که موجی از اتهامات مبنی بر تقلب در بسیاری از حوزه ها از جمله تهران شکل گرفت که منجر به ابطال انتخابات در تهران و رأی گیری مجدد و انتخاب دکتر مصدق به عنوان نماینده اول تهران شد .
این روند باعث تضعیف دولت ساعد و در نهایت منجر به استعفای او و جانشینی علی منصور نوکر بی جیره و مواجیب انگلیس توسط شاه به مقام نخست وزیری گردید .
کابینه ی منصور پس از رأی اعتماد گرفتن از مجلس شورای ملی و مجلس سنا که تازه تأسیس یافته بود قرارداد تکمیلی نفت را به مجلس برده تا سر سپردگی خود را به بیش از پیش به امپریالیسم انگلیس ثابت کند .
دکتر مصدق با تشکیل کمیسیون نفت در مجلس که متشکل از 18 نماینده که 8 تن آن عضو جبهه ی ملی بودند مخالفت با این قرارداد استعماری را در دستور کار خود قرار دادند .
منصور که نتوانسته بود مراتب سرسپردگی و وطن فروشی خود را به انجام رساند مجبور به استعفا گردید و استعمار پیر سرباز تازه نفس خود وارد میدان کارزار کرد .
سپهبد حاجعلی رزم آرا رئیس ستاد ارتش که ژنرالی زیرک ، با هوش و سیاستمداری توانا جاه طلب و مستبدی شبه مدرنیست بود در مسند امور قرار گرفت . 
او سعی داشت با ايجاد توازنی در نفوذ قدرتهای خارجی، همه ی آنها را راضی نگه دارد . ایجاد رابطه با شوروی و جلوگیری از اعزام نیرو به جنگ کره، کمک به فرار ده تن از رهبران حزب توده، توانست حمایت کم و بیش حزب توده را نیز به دست آورد .
طرح پیشنهادهای جنجال برانگیز همانند توزیع زمین های دولتی در بین دهقانان ، ایجاد انجمنهای ایالاتی به اعتراضات گسترده نمایندگان در مجلس مبنی بر اینکه این طرحها منجر به تنش های طبقاتی می شد دامن زد . 
موضع گیری او نیز نسبت به قرارداد الحاقی، همانند مهره های پیشین امپریالیسم انگلیس با موضع گیری کاملا جانبدارانه و تلاش برای زمینه سازی استعمار و استثمار بیش از پیش ایران بود . 
او در جایی گفته بود ملتی که شایستگی لولهنگ ساختن ندارند چگونه می تواند نفت خود را ملی کند ؟
در 14 آذرماه 1329 نمایندگان جبهه ی ملی دست به اعتراض تازه ای زدند طرح ملی شدن صنعت نفت که شامل عملیات اکتشاف و استخراج و بهره برداری نفت بود را که توسط مصدق ، شایگان و سه تن از وزرا از اعضا جبهه ملی امضا شده بود با تصویب در کمیسیون نفت در تاریخ 19 آذر تقدیم مجلس شورای ملی کردند .
در طرح قرارداد الحاقی نفت ( گس – گلشاییان ) مورد تأیید قرار نگرفت تا انگلیس و دست نشانده هایش در فکر چاره ای دیگری برای تاراج منابع و ثروت های عظیم ملی ایران باشند .
رزم آرا هیچ وقت پایگاه توده ای مستحکمی نداشت در راه تلاش مذبوحانه برای هموار ساختن راه دست یازی استعمار به ثروت های ملی ایران « سرانجام در 16 اسفند به دست خلیل طهماسبی عضو گروه فداییان اسلام که از لحاظ ایدئولوژیکی به آیت الله کاشانی نزدیک بودند ترور شد.
ترور رزم آرا موجی از وحشت را بر دربار حاکم کرد و باعث عقب نشینی شاه در قبال مجلس شد . پس از رزم آرا حسین علاء به نخست وزیری رسید او با تظاهر به میهن پرستی و حمایت از ملی شدن صنعت نفت سعی در جلب حمایت توده داشت .
مهم ترین و تاریخی ترین اتفاقی که در دوران نخست وزیری علا اتفاق افتاد تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت در 29/12/1329 در مجلس سنا و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بود ،که سیلی محکمی بر گوش امپریالیسم انگلیس  و عمال ارتجاعی آن در ایران بود و آغاز فصل جدیدی در تاریخ ایران شد.
همه ی این رویدادها زمینه را برای نخست وزیری دکتر مصدق در 7 اردیبهشت مساعد کرد . او پس از استعفای علاء به نخست وزیری ایران رسید و شاید تنها نخست وزیر قانونی بود که پایگاه توده ای مستحکمی داشت و شاید تنها نخست وزیر محبوب قانونی ادوار ایران بوده باشد .
دکتر مصدق پس از شروع بکار در جهت پیش برد سیاستهای ملی گرایانه در قبال نفت کمیته ی پنج نفری را كه 4 عضو جبهه ملی و یک نماینده دولت در آن حضور داشتند . در خرداد 1320 جهت خلع ید از شرکت استعماری غاصب انگلیس به خوزستان فرستاد .
در همین اثنا شرکت نفت انگلیس به خاطر لغو قرارداد 1933 دارسی ، ملی شدن صنعت نفت به دادگاه بین المللی لاهه شکایت کرد در تیر ماه همان سال هاریمن نماینده ویژه ترومن رئیس جمهور آمریکا جهت مذاکره با دولت مصدق وارد ایران شد که تظاهرات خونینی که توسط حزب توده سازمان دهی شد در تهران به وقوع پیوست .
پس از آن در مرداد، استوکس، مهردار سلطنتی انگلیس برای مذاکره به ایران آمد و طرح پیشنهادی که دست کمی از قرارداد ترکمنچای نداشت و به منزله استعمار دوباره انگلیس بر صنعت نفت ایران بود در صدد حل و فصل مسالمت آمیز مسئله نفت شد .
این پیشنهاد تنها فرقی كه با قرارداد 1933 داشت این بود که استعمار نفتی انگلیس به جای 40 سال به 25 سال کاهش می یافت . 
در نهایت با مخالفت دولت ایران به نتیجه ای نرسید .
در شهریور  و مهر ماه با اشغال پالایشگاه آبادان توسط ارتش، انگلستان تقریبا تمام کارکنان و تکنسینهای خود را از ایران خارج کرد . و به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد تحریم نفتی ایران با محاصره بنادر ایران توسط کشتیهای جنگی انگلیس آغاز شد .
در اواخر پاییز به دلیل تحریم های نفتی و کاهش تولید ناخالص ملی و فشارهای اقتصادی، دولت مجبور به انتشار اوراق قرضه ملی با سررسید دوساله به ارزش 2 میلیارد ریال شد . این کار با کارشکنی مخالفین دولت ثروتمندان و حزب توده به اهداف مورد نظر خود نرسید .
حزب توده که قبل از نخست وزیری مصدق نیز با استفاده از حملات گسترده مطبوعاتی و شانتاژ خبری درصدد منحرف ساختن افکار عمومی نسبت به او بود . و همیشه مصدق را نماینده بورژوازی کمپرادور دست نشانده امپریالیسم و زمین داری فئودال ، دلال نفت ، عوام فریب می نامید .
و حزب توده نیز در قضیه نفت شمال ثابت کرد که چقدر به منافع ملی در مقابل استثمار بیگانگان ارزش قائل است !! توده ای ها از این ناراحت بودند که نتوانسته بودند به رسالت تاریخی شان در قبال خانه دایی یوسف خوب عمل کنند و ثروت ملی ایرانیان را در اختیار اتحاد جماهیر به اصطلاح سوسیالیستی شوروی قرار دهند تا زمینه ساز انقلاب پرولتاریای جهانی که منجر به آزادی همه ی توده های دربند استعمار و استثمار گردند .
حزب توده که در معنی واقعی کلمه یک حزب بود با تشکیلات و رهبری منظم و گستردگی و نفوذی که در بین اکثریت طبقات و قشرها از جمله ارتش با داشتن 600 عضو می توانست عملکرد درخشان خود را در دهه 20 که منجر به تشکیل سندیکاهای کارگری برای استیفای حقوق کارگران و یا تلاشهایی که در جهت برابری حقوق زن و مرد انجام داده بود را سرمشق قرار داده و به جای آنکه اسب تراوای رفیق استالین در ایران شود به بازوی محرک و قدرتمند در جهت مقابله با چپاول و تاراج سرمایه های ملی در مقابل امپریالیسم شرق و غرب شود .
این کارشکنی ها از جانب مخالفین و استعمارگران خارجی در طول برگزاری انتخابات مجلس نیز گریبان دولت مصدق را گرفت تا آنجایی که مصدق بعد از به حد نصاب رسیدن نمایندگان یعنی 79 نفر مجبور به متوقف ساختن انتخابات و بستن کنسولگریهای انگلستان به دلیل اعمال نفوذ و تقلب در انتخابات شد .
و روز بعد انگلستان سفیر خود را از ایران فرا خواند و روابط دوکشور عملا قطع شد . در اوایل سال 1331 بانک جهانی به منظور میانجیگری میان ایران و انگلیس دو نماینده به ایران فرستاد تا تولید و صادرات نفت در ایران دوباره از سر گرفته شود . 
درآمد حاصله به 3 بخش تقسیم شود و یک بخش از آن به ایران ، دیگری به شرکت مذبور و مابقی تا توافق نهایی نزد بانک بماند .
 اما مصدق به توصیه نزدیکانش مبنی بر سو استفاده حزب توده و فرافکنی این حزب در مورد این برنامه که آن را به عنوان سند خیانت یاد می کردند و همچنین ترس از ، از دست دادن پایگاه توده ای اش حاضر به پذیرش این قرارداد نگردید و بزرگترین اشتباه دوران تصدیش و نخست وزیری را انجام داد . 
در اوایل خرداد 1331 مصدق در رأس هیئت بلند پایه به دادگاه بین المللی لاهه رفت نکته جالب توجه در مورد این دادگاه این است که در آغاز جلسه دکتر مصدق در جایی که برای هیئت انگلیسی در نظر گرفته شده بود نشست به تذکر چندین باره هیئت رئیسه توجه نکرد جلسه داشت شروع می شد و هیئت نمایندگی انگلیس رو به روی دکتر مصدق منتظر ایستاده بودند .
قاضی رو به دکتر مصدق کرد و گفت شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست ، سرانجام مصدق به حرف آمد و گفت : 
آیا خیال می کنید نمی دانم صندلی ما کجاست ، نه آقای رئیس خوب می دانم اما فقط چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم تا بدانند برجای ایشان نشستن یعنی چه ؟
زیرا انگلستان سالهای سال است که بر سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان اینجا نیست . 
دکتر مصدق با این کار تا آخر جلسه فضا را تحت هژمونی خود قرار داد و در نهایت دادگاه لاهه با صدور رأی بر عدم صلاحیت خود مبنی بر قضاوت بین یک کشور و یک شرکت خارجی به این قضیه پایان داد .
در اواسط تیر مصدق دوباره اما این بار اکثریت کمتر در مقام نخست وزیری ابقاء شد . پس از آن مصدق بر سر کشمکش با شاه در مورد وزارت جنگ که حق قانونی او بود ، استعفا داد . 
این کار باعث بروز یک بحران ملی در سراسر کشور گردید . قوام برای پنجمین بار به نخست وزیری رسید . انتصاب قوام به نخست وزیری باعث واکنش شدید طبقات سنتی و روشنفکر جامعه شد . 
به طوری که حزب توده نیز با همکاری جبهه ملی ، و با حمایت شخصیتهای مذهبی همچون آیت الله کاشانی ملت را تشویق به تظاهرات و اعتصاب کردند که اوجش روز 30 تیرماه 1331 بود که منجر به تظاهرات سراسری و اعتصاب عمومی در کشور خصوصا پایتخت شد .
در پی این ناآرامی ها در حدود 250 نفر کشته یا زخمی شدند چند ساعت بعد قوام استعفا داد و مصدق دوباره نخست وزیر شد .
پس از این ماجراها مصدق زمینهای رضا شاه را به دولت بازگرداند و بخشی از بودجه دربار را قطع و آن را به وزارت بهداری اختصاص داد . خواهر فتنه انگیز شاه یعنی اشرف را از ایران اخراج کرد .
نام وزارت جنگ را به وزارت دفاع تغییر داد ، تعدادی از افسران و ژنرالهای ارتش را بازنشسته کرد . پس از این قضایا زاهدی در مجلسی که ریاست آن به عهده آیت الله کاشانی تحصن کرد که با استقبال آیت الله کاشانی همراه بود !
پس از آن مصدق اختیارات فوق العاده شش ماهه ای از مجلس به منظور اصلاحات در ایران درخواست کرد که مورد موافقت قرار گرفت . 
این اصلاحات باعث پراکندگی متحدان سابق مصدق یعنی کسانی مانند آیت الله کاشانی ، بقایی و حسین مکی یار دیرین مصدق شد.
بقایی و مکی در دیدارهایی که با شاه داشتند وعده نخست وزیری از شاه گرفته بودند و طمع قدرت باعث روی برگرداندن آنها از مصدق شده بود . و عملا به همراه کاشانی به اپوزوسیون مصدق در ایران تبدیل شدند .
اما اشخاصی مثل خلیل ملکی که از حزب زحمتکشان اخراج شده بود هرگز او را تنها نگذاشتند . و اگر مصدق به توصیه های خلیل ملکی مبنی بر ایجاد محدودیت برای حزب توده و جلوگیری از کارشکنی آنها عمل می کرد شاید وضعیت به مراتب بهتری پیدا می کرد .
در 9 اسفند 1331 توطئه ای توسط دربار مخالفان مصدق و همراه پیشوایان مذهبی ترتیب داده شد . 
پیش از آن شاه به مصدق اطلاع داده بود به مدت دو ماه به خارج سفر می کند و مصدق برای دیدار او به کاخ سعد آباد می رود . گروهی از اراذل و اوباش توسط شعبان بی مخ سازماندهی می شوند و گروهی نيز که زیر نفوذ آیت الله بهبهانی بودند در بیرون کاخ قصد ترور مصدق را داشتند که مصدق از در پشتی فرار می کند و آنان که نقشه خود را نقش بر آب دیده بودند بیدرنگ به سمت منزل مصدق می روند .
که با مداخله مردم به رهبری جلال آل احمد و گارد نخست وزیری این توطئه خنثی می شود . تعدادی از جمله زاهدی بعد از آن قضیه دستگیر می شوند ولی بعلت محافظه کاری مصدق آزاد می شوند .
مصدق در شرایط فعلی خواستار تمدید اختیارات فوق العاده که با مخالفت صریح کاشانی در مجلس مواجه می شود . 
پس از این ماجرا تعدادی از افسران اخراج یا بازنشسته شده و با تشکیل کمیته نجات وطن در صدد توطئه و فتنه انگیزی شدند . و اتحاد عجیبی بین مخالفان مصدق بوجود آمد .
در آغاز سال 1332 سرتیپ افشارطوس رئیس شهربانی ربوده شده و پس از چند روز جسد وی در اطراف تهران پیدا شد .
در این توطئه افرادی مانند بقایی ، اشرف پهلوی و علیرضا پهلوی که بعدها در سقوط مشکوک هوایی کشته شد ، نقش مستقیم داشتند .
پس از آنکه مجلس با استعفای حامیان مصدق از اکثریت افتاده بود و منحل شده بود مصدق از مردم  خواست تا در مورد سرنوشت این مجلس به غیر از کارشکنی در امور دولت و پیشبرد مقاصد شوم امپریالیسم کار دیگری ندارد را تعیین کنند .
در روز دوازده مرداد مردم در رفراندوم موافقت خود را با این کار اعلام کردند . کم کم امپریالیسم انگلیس و آمریکا که مصدق را سدی در برابر مقاصد استعماری خود می دیدند تصمیم به حذف او گرفتند .
در چهار مرداد ژنرال شوارتز کوف آمریکایی از مهره های اصلی سیا برای تدارک کودتا وارد ایران شد و با سایر عوامل سرسپرده و دست نشانده در صدد سرنگون کردن حکومت مصدق آمدند . 
بیست مرداد شاه طبق قرار قبلی به رامسر رفت ابتدا قرار بود 22 مرداد انجام شود که با افشای آن توسط حزب توده به 24 مرداد موکول شد شب بیست و چهارم مرداد کودتا گران فاطمی ، زیرک زاده و چند تن از یاران مصدق را دستگیر و به کاخ سعد آباد منتقل کردند .و سرهنگ نصیری فرمانده گارد سلطنتی با زره پوش و سرباز و در دست داشتن حکم عزل مصدق از جانب شاه به طرف خانه مصدق حرکت کردند که با هوشیاری مصدق این حرکت خنثی شد و نصیری و سایر افسران توطئه گر دستگیر و زندانی شدند .
شاه به محض اطلاع از این شکست، ایران را به مقصد رم ترک کرد اما سرلشکر زاهدی به همراه سایر سران سیا و اینتلجنس سرویس و زیر نظارت کرمیت روزبلت در تدارک آلترناتیو کودتای بیست و پنج مرداد شدند .
مابین بیست و پنج تا بیست و هشت مرداد در سراسر ایران تظاهرات ضد سلطنتی توسط توده بپا خاسته و خشمگین برگزار شد . که با شکستن مجسمه های شاه و رضاشاه همراه بود .
بیست و ششم مرداد اندرسون وارد تهران شد و در دیدار با مصدق اعلام داشت که امریکا دیگر حکومت او را به رسمیت نمی شناسد که مصدق عصبانی شده و او را از دفتر خود بیرون می کند .
صبح روز بیست و هشت مرداد مشتی اراذل و اوباش الواط و فواحش معروف تهران از جمله شعبان جعفری که بعدها چنان مقام و منزلتی یافت که به شریک جنسی ملکه مادر تاج الملوک مبدل گشت ، به خیابان ریخته و در صدد سرنگون ساختن حکومت مردمی مصدق شدند . 
سرلشکر زاهدی با فرماندهی 35 تانک شرمن اقامتگاه مصدق را محاصره و پس از مقاومت دلیرانه گارد نخست وزیری او را دستگیر کرد . در ساعت 5/3 رادیو رسما سقوط حکومت مصدق را اعلام کرد . 
 
درست است که مصدق نتوانست صنعت نفت را به طور کامل ملی کند ولی او با ملی کردن صنایع شیلات افزایش صادرات غیر نفتی ، احیای صنایع داخلی و افزایش تراز بازرگانی در سالهای 31 و 32 خدمت ارزنده ای به اقتصاد ایران کرد .
اگر مصدق کمی محافظه کاری بیش از اندازه اش را کنار می گذاشت و خیانت نزدیک یارانش نبود شاید این کودتا هرگز اتفاق نمی افتاد و حوادث بعد از آن نیز اتفاق نمی افتاد !
مصدق دستگیر و تا آخر عمر به احمد آباد تبعید شد و این بود سرنوشت کسی که برای حفظ منابع و ثروتهای ملی این کشور در قبال امپریالیسم شرق و غرب ایستادگی کرد.



آدرس صفحه:
www.kanoonevahdat.ir/page/880601008.aspx