
مهرداد بنیبایرامی: اولين پرسشي كه در مطالعه ي كودتاي 28 مرداد پيش مي آيد، چرايي مداخله ي آمريكا در اين عمليات است.به ظاهر تنها هدف كودتا مسئله ي نفتي ايران بود كه بعد از نخست وزيري دكتر مصدق بين ايران و انگلستان به وجود آمده بود. اما چرا آمريكا كه به عنوان يك واسطه و عامل بي طرف كه به ميدان آمده بود؛ خود عامل اصلي كودتا بر عليه دولت ملي مصدق شد. و آيا تنها هدف كودتا بركناري دولت مصدق بود؟ اين را هم بايد در نظر گرفت كه اين مداخله در حالي صورت ميگيرد كه دولت مصدق از نظر سياست خارجي، تمايلات زيادي به سمت آمريكا داشت.
در اينكه علت اصلي شكل گيري كودتا نفت بود و دخالت آمريكا نيز بر اساس يك سري منافع نفتي بود، شكي نيست. ملي شدن صنعت نفت به همان اندازه كه به زيان انگلستان بود، به زيان منافع نفتي آمريكا نيز بود. شركتهاي نفتي آمريكا از همان ابتدا مي دانستند كه جنبش ملي شدن نفت به نتيجه خواهد رسيد و متوجه اين موضوع بودند كه در صورت موفقيت اين حركت، تنها منافع انگلستان در ايران و كويت نيست كه متحمل خسارت ميشود. بلكه منافع نفتي آمريكا در عربستان و اندونزي و آمريكاي لاتين و ديگر نقاط نيزو ديگر نقاط نيزر دچار ضعف هايي خواهد شد. اين مساله از نظر آنها يك فاجعه ي جهاني بود. بنابراين شركتهاي نفتي آمريكا از همان ابتدا به كاخ سفيد و وزارت خارجه ي آمريكا فشار آوردند كه از مصدق جانب داري نكند و به حمايت انگلستان وارد عمل شود. اما آيا تنها هدف كودتا در مسئله ي نفت خلاصه ميشود؟
براي بررسي دقيق اهداف كودتاگران، بايد اين كودتا را در متن جنگ سرد مورد تجزيه و تحليل قرار داد. زيرا كه از طرفي آمريكا به عنوان عامل اصلي كودتا است و از طرف ديگر ايران بخاطر همسايگي با شوروي در معرض خطر كمونيست(Red Danger) (همانطور كه در اسناد سيا آمده است) قرار داشت و اين خطر با وجود حزب توده كه آنروزها نفوذ زيادي بين مردم داشت بيشتر بود.
طي سندي كه توسط والتر اسميت معاون وزارت خارجه ي وقت آمريكا به تاريخ 20 مارس 1953 (31 فروردين 1332) نوشته بود؛ به وضوح به كوشش آمريكا براي پيشگيري از افزايش نفوذ شوروي و كاربرد تمهيداتي براي مقابله با خطر اشغال نظامي ايران توسط شوروي و يا تصاحب قدرت توسط حزب توده با حمايت ارتش سرخ، اشاره شده است و البته سيا بر اين عقيده بود كه حزب توده در آنزمان خطر بزرگي محسوب نميشد؛ بلكه ممكن بود در چند سال اخير به مشكل تبديل شود و چنان كه مصدق در قدرت باقي بماند اين تهديد حتمي ميشد.
همچنين خاطرات دونالد ويلبر پژوهشگر آثار هنري ايراني و جاسوس آمريكا در ايران و همچنين يكي از طراحان عمليات آژاكس كه منجر به كودتاي 28 مرداد شد؛ نيز صحه اي بر اين قضيه است كه تنها هدف كودتا، مسئله ي نفتي نبوده؛ بلكه مهار سازي خطر كمونيستها(Red Danger) و اتحاد جماهير شوروي بوده است. اين خاطرات كه در سال 2000 توسط روزنامه ي نيويورك تايمز منتشر شد، يكي از منابع رسمي پژوهش در باره ي كودتاي 28 مرداد ايران است.
آيزن هاور در يك مصاحبه ي راديويي در تاريخ 14 اوت 1953(24 مرداد 1332) در پي برگذاري رفراندوم توسط دكتر مصدق و انحلال مجلس دربار اعتراف بسيار جالبي ميكند:
"اين امر براي آمريكا عاقبت شومي دارد. توسعه ي كومونيسم در آسيا موجب نگراني بسيار است. صبح امروز در روزنامه ها خوانديد كه دكتر مصدق سر انجام توانست خود را از زير بار انتقادات مجلس برهاند و آنرا منحل كند. البته او براي رسيدن به مقصود خود از كمونيستها مدد گرفت. لازم است دولت آمريكا براي جلوگيري از توسعه ي نفوذ كمونيسم در كشور هاي آسيا منجمله ايران، اقدامات لازم را به عمل آورد. هم اكنون تصميماتي اتخاذ شده است. دير يا زود بايد راه توسعه ي كمونيسم در آسيا را مسدود كرد. ما به اين كار مصمم هستيم."
اين مصاحبه خود به وضوح دليلي بر ميدان جنگ بودن ايران در جنگ بين ابر قدرتهاست.