
۱۳۸۸/۰۶/۰۱
میثم ذاکری: بررسی نقش حزب توده در جریان ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد ، مستلزم نگاهی به عملکرد این حزب ، قبل از کودتا
می باشد. زمانی که موضوع ملی شدن صنعت نفت از طرف جبهه ی ملی و در راس آنها مصدق ، مطرح شد ، حزب توده از طرح
اعطای امتیاز نفت شمال به روسیه حمایت می کرد که دلایل متعددی برای این عمل می توان بر شمرد که مهم ترین آنها را از منظر
وابستگی حزب به شوروی می توان مورد تحلیل قرار داد .
حزب برای اینکه موقعیت خود در داخل کشور را تثبیت کند، خود را نیازمند حمایت هایی از طرف شوروی می دید که نفوذ گسترده ای
در ایران داشت. از این رو در راستای طرح اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی ، شعار" ملی کردن نفت جنوب" را در مقابل شعار
"ملی کردن نفت ایران" قرار داد . اگر چه با توجه به تمرکز صنعت نفت در جنوب کشور، این شعار کمی نا مانوس به نظر می رسید
ولی ، هم هدف حزب توده که مخالفت با مصدق بود را ارضا می کرد و هم هدف حزب برادر که تثبیت موقعیت خود در ایران و
مقابله با امپریالیزم انگلیس بود را بر آورده می ساخت.
به تدریج با گسترش خواست استقلال کشور تحت عنوان "نهضت ملی شدن صنعت نفت" حزب توده نیز حمایت خود را از جبهه ی ملی
اعلام کرد ولی حتی در این برهه نیز مخالفت با مصدق را از نظر دور نمی داشت چون حزب توده به عنوان یک حزب انقلابی
(به گفته ی خودشان) که نفوذ نسبتا گسترده ای در جامعه داشت ، خواهان رهبری ِ نهضت بود و از این رو مصدق را یک فرد
"بورژوا- دموکرات" معرفی می کرد که توان عمل در مقاطع حساس را ندارد،هم چنین قبل از اینکه حزب ، حمایت خود را از جبهه ی
ملی اعلام کند ، از این منظر که مصدق عامل امپریالیزم آمریکا است به مخالفت با او می پرداخت . سوالی که در اینجا مطرح
می شود این است که حتی اگر حکم به درستی این فرضیه بدهیم ، آیا وظیفه ی یک حزب انقلابی که ادعای مبارزه با امپریالیزم
(جهان خوار!) را در سر دارد ، ایجاب نمی کند که از شکافی که بین امپریالیزم انگلیس و آمریکا به واسطه ی عملکرد مصدق و
جبهه ی ملی ایجاد شده است حداکثر استفاده را کرده و پس از به دست گرفتن امور دست به افشا گری علیه جبهه ی ملی بزند؟
انتقاد اساسی وارد بر عملکرد حزب توده ، به روزهای پر التهاب قبل از کودتا و خود روز کودتا بر می گردد . زمانی که حزب توده
طرح کودتای ۲۵ مرداد را افشا کرد پس از آن نیز عملکردی متناسب با این افشاگری از حزب انتظار می رفت.
زمانی که ارتجاع و امپریالیزم در راستای به بار نشاندن کودتا از هیچ عملی دریغ نمی کردند حزب توده به عنوان تنها حزب انقلابی
موجود، موظف به مقابله با کلیه ی وقایع بعد از کودتای نافرجام اول می بود،هر چند در راس رهبری ِ نهضت قرار نداشت.
زمانی که حزب بر اساس تحلیل های وارداتی خود حکم به " بورژوا " بودن مصدق می داد، نباید در چنین لحظه ی تاریخی ای
(۲۸ مرداد) چشم به انتظار مساعدت های مسلحانه ی مصدق و جبهه ی ملی می نشست،بلکه باید دست به اقدامی مستقل،هر چند محدود
میزد .
اگر نگاهی به میزان نفوذ حزب توده در میان اقشار مختلف جامعه ی آن زمان بیندازیم ، خواهیم دید که در بازه ی زمانی ۲۵ تا ۲۸
مرداد،که نقش ارتجاع داخلی خیلی پر رنگ تر از نقش امپریالیزم خارجی در به بار نشستن کودتا شد ، چگونه این نیروی عظیم
توده ای بلا استفاده و منفعل باقی ماند و بر علیه نهضت به کار گرفته شد.
به هر حال ، کم کاری و ضعف تئوریک حزب توده در باز شناخت عینیت جامعه ی خویش ، اشتباهات این حزب را از روز تولد
نهضت مردمی " ملی شدن صنعت نفت " تا روز ۲۸ مرداد گسترش داد و سرانجام نه تنها ماهیت خود را به عنوان یک حزب انقلابی
دستخوش تردید قرار داد ، بلکه به یک نیروی عظیم توده ای – سیاسی که می توانست آرمان آزادی خواهی و استقلال طلبی مردم
ایران را چند قدمی به پیش براند ، پشت پا زده و با تاخیری نا معین روبرو کرد .