تبليغاتX
 حزب توده، خائن یا کم‌توان؟ -کانون وحدت دانش‌جویان دانشگاه آزاد تبریز

کانون ِ وحدت ِ دانش‌جویان ِ دانش‌گاه ِ آزاد ِ تبریز -بشتاب رفیق! دنیا یِ کهنه پشت ِ سر ِ توست...

  حزب توده، خائن یا کم‌توان؟

۱۳۸۸/۰۶/۰۱

آيدين غلام‌زاده: از زمان فروریزی دولت مصدق از عمده مسائلی که با اختلاف نظر ها مورد توجه قرار گرفت بر پا نخاستن و مقاومت نکردن حزب توده در برابر کودتا بود گفته ها و نوشته های گوناگونی برای توجیه و یا محکوم کردن حزب و به ویژه رهبری آن شنیده و نگاشته شده است. چون محرک و هدف بیشتر نوشته ها آلوده کردن حیثیت سیاسی حزب و بی اعتبار کردن آن و بر عکس دفاع و رد کردن اتهامات وارده بوده است . در حالی که پژوهش جدی طالب آن بوده و هست تا به جلوه های برونی اتفاقات اجتماعی بسنده نشود .

اهمیت بر نخاستن حزب توده تنها از جهات نظری و کشف واقعیات نهفته در آن نیست بلکه این کار از جنبه های عینی و اجتماعی نیز در خور توجه است . بدان سبب که حزب توده در دوران پیش از کودتا از وزن و اعتبار اجتماعی و قدرت تشکیلاتی چشمگیری بر خوردار بود چنانچه مخالفان نیز به آن اذعان داشتند. اکثریت  اعضا و طرفداران بر این باور بودند که حزب طبق اعلام و ادعای رهبری در برابر کودتای احتمالی خواهد ایستاد. مخالفان هم در آن انتظار بودند که حزب ساکت نخواهد نشست و دست به اقدام و مقاومتی خواهد زد. عقب نشینی و شکست حزب توده به همان اندازه مورد انتقاد اعضا و توجه و گفت و گوی میان مردم بود که خود مساله ی فروریزی دولت دکتر مصدق برای یافتن پاسخ به این موضوع که چرا بخشی از اعضا و دوست داران حزب نیز همانند عده یی از مردم و گروه های سیاسی بی غرض بر آن انتظار بودند تا حزب توده ندر برابر کودتا به پاخیزد و در حد توان تلاش و کوشش و مقاومتی به عمل آورد بررسی پیشینه ی حزب و شرایط سیاسی آن زمان ضروری است: در دوران جنگ جهانی دوم پس از ورود نیروهای نظامی متفقین به ایران و خروج رضا شاه از کشور زندانییان سیاسی به تدریج آزاد شدند. گروهی از اینان به رهبری سلیمان میرزا اسکندری حزب توده ی ایران را بنیان نهادند. هدف اساسی حزب طبق مرام نامه برقراری آزادی های سیاسی و تامین دمکراسی و عدالت اجتماعی بود.
از آنجا که حزب توده نخستین سازمان سیاسی آزادی خواه و ضداستعمار به شمار میرفت مورد استقبال روشنفکران کارگران و زحمت کشان و دیگر گروه ها قرار گرفت. در دوران فعالیت علنی حزب یعنی از 10 مهرماه 1320 تا 15 بهمن 1327 بسیاری از مردم کشور به حزب پیوستند و برخی از آن روی گرداندند.
در بهمن نام 1327 تیر اندازی به شاه در برابر دانشکده حقوق دانشگاه تهران بهانه یی شد تا پیش از آنکه اولین برگ پرونده ی این رویداد تنظیم و واقعیات مربوط به تیر اندازی روشن شود تعدادی از رهبران و کادر های حزب در همان ساعت اولیه پس از رویداد و پیش از اعلام غیر قانونی بودن حزب بدون هیچ دلیل و مجوز قانونی دستگیر و زندانی  
می شوند.علاوه بر این افرائ دیگری از جمله مدیر روزنامه ی پرچم اسلامکه ضارب شاه با کارت خبرنگاری آن به دانشگاه راه یافته بود بازداشت و با قرار موقت دادستانی حکومت نظامی اعلام شده بلافاصله پس از وقوع حادثه زندانی شدند.
پس از این رویدادها زندگی و فعالیت غیر علنی حزب آغاز شد تا آنکه در دوران مصدق از فشارهای همه جانبه بر حزب و پیگرد همیشگی پیروان آن با وجودی که هنوز حزبی غیر قانونی به شمار میرفت کاسته شد و حزب توانست به یاری سازمان های علنی مانند جمعیت مبارزه با استعمار و ... با برپایی تظاهرات و انتشار روزنامه بپردازد. اما چون حزب هنوز غیر قانونی به شمار می رفت رهبران آن همچون گذشته مجبور بودند هر یک در نقطه یی از شهر به طور ناشناس زندگی کنند. زندگی مخفی ایجاب می کرد تا از محل زندگی یکدیگر نیز خبر نداشته باشند تا در صورت دستگیری و رفتن زیر شکنجه ی احتمالی مجبور به بروز محا اقامت دیگران نشوند.
بدین دلایل میتوان گفت که در نشست های کمیته ی مرکزی نه فراغت نه فرصت لازمه موجود بوده و نه اطلاعات کافی و ضروری از مسایل کشور و امور دولت در اختیار آن ها قرار داشته است. در حالی که در سیر حوادث بسی سریع و بغرنج و پرزیر و بم جریان خود را می پیمود.
چنانچه به خاطر آورده شود که دولت ستاد ارتش و وزارت کشور و اداران تابعه ی آن همچون شهربانی و ژاندارمری و دیگر سازمان های مسئول دولتی از جمله فرمانداری نظامی با آن که از احتمال وقوع حوادث ضد دولتی آگاهی داشتند و با همه ی امکاناتی که در اختیار آن ها قرار داشت هیچ گونه برنامه و نقشه ی از پیش آماده شده ای برای مقابله نداشتند توقع اینکه حزب توده با دست و پای ناگشوده و امکانات اندک خود طرحی برای مقابله داشته باشد چیزی جز انتظار بی پایه نمی تواند بشمارآید. با همه ی این ها طبعا این پرسش منطقی به میان می آید که چرا به نام و یا از جانب حزب به وسیله ی رهبرانس یا روزنامه نگارانی شعار تبدیل کودتا به ضدکودتا به میان کشیده شد؟
پیش از بررسی این موضوع اشاره ای کوتاه به روحیه آن عصر و دوران ضروری به نظر می رسد. مشخصه ی بارز حکومت مصدق مبارزه با استعمار و تامین استقلال سیاسی و اقتصادی کشور بود. در این کارزار احزاب و گروه های گوناگونی وارد میدان فعالیت های سیاسی شده بودند. طبعا هر حزب و دسته ای می کوشید تا خصلت ضد استعماری و پایبندی خود را به کوتاه کردن دست استعمار بهنر و بیشتر جلوگر سازد تا در میان مردم مقبولیت و پشتیبانی بیشتری بدست آورد. حزب توده نیز از این روحیه و تلاش کلی مستثنی نبود.
دست آوردهای بزرگی که در مبارزه نصیب ملت ایران شد و شهرت جهانگیر آن تا اندازه ای همه را سرمست کرد باده ی پیروزی کرده بود. واقعیت زندگی و سنجش نیرو و توان کشور در مقابله با انواع مشکلات اقتصادی و سیاسی و کارشکنی های مخالفان در مقیاس کشوری و جهانی در هاله ای ناشی از شور و شوق پیروزی و تا حدودی در تار و پود خیال پردازی پوشیده شده بود. در صحنه ی سیاسی هر حزب و خواست و طریق خویش جلب کند. در کارزار تبلیغاتی هر کس در تلاش آن بود تا خود را مظهر مبارزه ی ضد استعماری بنمایاند. در حالی که مبارزه با استعمار واقعیتی یگانه بود که همراهی و همگامی همگان و همه ی نیروهای راستین ضد استعماری و استقلال طلبانه را ایجاب می کرد.
حزب توده مانند دیگر نیروها از سنجش واقع بینانه ی حقایق زندگی و شرایط کشور و جهان و ارزیابی خونسردانه و عینی عوامل تعیین کنندهی سرنوشت نهضتها و ملت ها فاصله یافته بود. حزب در کارزار تبلیغاتی مردم و دولت را به تشدید مبارزه تحریص و تشویق می کرد. کاری که نه تنها پسند روز بلکه در حد درک و فهم و تجربه ی آن زمان بود. در حلی که ارزیابی و قضاوت امروزه پس از گذشت حدود نیم قرن از آغاز نهضت های آزادی خواهانه و مبارزات ضد استعماری به سبب کسب تجربه های فراوان از شکست و پیروزی ها تا حدود زیادی با معیارهای صادق آن دوران تفاوت یافته است.
شعار تبدیل کودتا به ضدکودتا در ساعات و روزهایی به میان کشیده شد که دربار و مخالفان دولت به تشویق و پشت گرمی نیروهای خارجی راه حلی باقی نگداشته و در صدد بر اندازی دولت به هر قیمت و هر وسیله ای بودند. این شعار ضمنا در روزها و اوضاع و احوالی داده شد که دولت نیز مصمم به حفظ و تحکیم حکومت و در صدد به پیروزی رساندن نهایی مبارزه ی ضد استعماری و استقلال طلبانه ی کشور بود. این شعار بدان معنی بود که حزب با پشتیبانی دولت و به همراهی دیگر طرف داران حکومت هم چون تن واحد کودتای احتمالی را مبدل به ضد کودتا خواهند کرد.در صورت در نظر گرفتن اوضاع مشخص روز این شعار نمی تواند چنین تعبیر شود که گویا حزب به تنهایی مستقل و جدا از دیگر نیروها و بدون موافقت و مساعدت دولت در نظر داشته یا بر ان بود تا کودتا را عقیم کند. حزب با آنکه قادر بود به یاری سازمان های علنی تظاهرات خیابانی عظیم و با نظم و آرامش برپاسازد در عین حال به میزان و توان رزمی خویش واقف بود و بهتر از همه می دانست که نه نیروی ضربتی آموزش یافته و نه اسلحه یی در اختیار دارد. مشکل بتوان پذیرفت که رهبری حزب درک نمی کرده است که با دست خالی به قول مصدق نمی توان به جنگ تانک و توپ رفت. شعار در لحظاتی داده می شد که تانک و توپ ها در زیر فرمان دولت قانونی وقت قرار داشت و نه همچون بعد از ظهر روز کودتا پس از ساعت ها بلاتکلیفی و سرگردانی خواه و ناخواه در خدمت کودتاچیان. 
هرچند به سبب کوتاهی شعار ممکن است به ذهن عده ای چنین خطور کند که معنای آن وعده ی اقدام و عمل مستقل حزب در برابر کودتا بوده اما با اندکی توجه دیده میشود که محتوای شعار عام و به مفهوم اقدام مشترک همه ی نیروها به همراهی دولت است. زیرا کودتای منتظره برای برانداختن دولت وقت  مهیا می شد نه به خاطر سرکوب حزب توده. حزب در نهایت یکی از قربانیان فرعی کودتا به شمار می آمد. به این دلیل و بر اساس ساده ترین منطق زندگی گمان و بلکه یقین بر آن بوده که دولت قانونی وقت و شخص دکتر مصدق خود طلایه دار تبدیل کودتا بر ضد آن خواهد بود و بر این پایه همه ی احزاب و طرف دار حکومت با اقدام و پشتیبانی مستقیم دولت وارد میدان مقابله با کودتا خواهند شد. دیده می شود که شعار تبدیل کودتا بر ضد کودتا شعاری انحصاری به مفهوم اقدام و عمل برپاخیزی جداگانه و مستقل حزب توده نبوده بلکه شعار عامی است که بر آن امید و انتظار بود تا با بسیج و برپاخیزی مردم و با شرکت همه ی نیروها زیر رهبری مصدق و با پشتیبانی و اقدام مستقیم دولت کودتا سرکوب و خنثی شود.



آدرس صفحه:
www.kanoonevahdat.ir/page/880601011.aspx